X
تبلیغات
تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی - پست مدرنیسم و مدیریت

تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی

پست مدرن اشاره به یک سری توسعه‌های مربوط به هم و برجسته در سیاست جهانی، اقتصاد و زندگی اجتماعی در قرن بیستم دارد. بطور کلی در پست مدرنیسم محققان مجبورند مسائل اجتماعی را از طریق قرار دادن آنها در بستر های فرهنگی و تاریخی سیاسی وارد کنند تا آنکه بتوانند خود را در مرحله جمع آوری و تحلیل داده‌ها دخیل کرده و یافته‌هایشان را نسبی سازند. "بحران بازنمایی" در پست مدرنیسم ریشه‌اش در نو آوریهای نظریه‌ای تاکید بر مرکزیت گفتمان در شکل دادن به فهم انسان دارد. یکی از علل این بحران "پساساختارگرایی" ‌ست. پساساختار گرایی بر نشانه‌ها که به لحاظ معناهایشان در رابطه قراردادی با دیگر نشانه‌ها هستند، تاکید دارد. در این نگاه، فرهنگ همچون خاکی ریشه مانند از نظامهای نشانه‌ای تلقی می‌شود.

 از لحاظ لغوى پست( Post )بیشتر تداوم جریانى را ثابت مى کند، و پست مدرنیسم به معناى پایان مدرنیسم نیست، بلکه نقد مدرنیسم و تداوم جریان مدرنیسم مى باشد. این اصطلاح در زبان فارسى به فرانوگرایى، یا نوگرایى، پسامدرنیسم و فرامدرنیسم و... ترجمه شده است.

کلمه مدرن از واژه لاتین Modernus به معنای  از هم اکنون می باشد. پست مدرنيسم یعنی پدیرفتن چیزی فراتر از اکنون. پست مدرنيسم مجموعه عقايد پيچيده اي است كه به عنوان حيطه‌‌‌‌اي از مطالعات آكادميكي از اواسط دهه 80 پديدار گشته‌‌‌است. و در قالب واژه هایی چون فرانوین گرایی، فراتجدد گرایی، پسانوین گرایی و فرا صنعتی نیز مطرح گردیده است. توصيف پست مدرنيسم دشوار به نظر مي‌‌‌‌رسد، زيرا مفهومي است كه در انواع گسترده‌‌‌‌‌اي از ديسيپلين‌‌‌‌ها و حيطه‌‌‌‌هاي مطالعاتي از قبيل هنر، معماري، موسيقي، فيلم، ادبيات، جامعه‌‌‌شناسي، ارتباطات، مد، تكنولوژي و ... نمايان شده‌‌‌است.

مشهورترين تعريف از پست مدرنيسم، ‌از آن " ژان فرانسواليوتار" است؛ پست مدرنيسم همانا ترديد و ناباوري است دربارة فراداستانها. ازا ين ديدگاه، پست مدرنيسم جنبشي چند منظوره است كه نارضايتي خود را از دانش و عقيده‌اي كه خويش را جهاني مي‌انگارد، اظهار مي‌دارد. به عبارت ديگر، پست مدرنيسم، نوعي وضعيت بي‌اعتقادي و ناباوري به فراروايتها است. در يك سخن، پست مدرنيسم را مي‌توان گونه‌اي پروژه يا رسالت دانست. از يك سو پست مدرنيته به عنوان پروژه يا رسالت تلاش براي بازانديشي درباره‌ كليت گرايي يا جهان گرايي عصر روشنگری، تحسين خرد فردی و جمعي و هدف تحقق بخشيدن به عقل در تاريخ،‌ به عبارتهاي غير كلي كثرت گرا است.

درباره مديريت و علوم انساني در قالب وفضاي پست مدرن ، تئوريهايي مطرح شده است از جمله بحث سازمانهاي يادگيرنده ، اطلاعات وبيماري فسخ شدن مديران به وسيله اطلاعات ،بحث يافته هاي موجود و جديد در ارتباط باكاركرد نفر سمت چپ و راست و تحقيقات آقاي مينتزبرگ به عنوان يكي از نظريه پردازان مديريت استراتژيك كه مبتني بر مقولات جديد است . ازجمله تئوريهاي ديگري كه در پست مدرنيسم مطرح است بحث غيرمنطقي بودن علم جديد،بحث فيزيك كوانتوم و تعارض آن با فيزيك نيوتوني و تاثير آن بر تمام علوم از جمله علوم انساني و بويژه دانش مديريت ، تاثير فرانوگرايي بر مديريت ، تصميم گيري در شرايط عدم اطمينان ، كارآفريني صعود و سقوط برنامه ريزي استراتژيك ، خلاقيت و نوآوري است .

ویژگییها و خصوصیات پست مدرنیسم

در رابطه با اینکه پست مدرنیسم چه مشخصات و ویژگیهایى دارد توافقى وجود ندارد. براى نمونه لیوتار معتقد است پست مدرن، عصر تشکیک یا مردن تعاریف منطقى است و این تشکیک بطور حتم از پیشرفت علوم حاصل شده است. به طور خلاصه مى توان نظریات و اندیشه سیاسى لیوتار را این گونه خلاصه نمود.

1 - به پایان رسیدن عصر ساختن تئورى یا تئوریهاى کلان در باب سیاست و جامعه.

2 - عدم دسترسى به یک تئورى مطلق گراى اخلاقى و ارزشى؛

3 - شکاکیت اخلاقى (moral skepticism) نهایتا به یک جهان اعتبارى و اعتبارگرایى ختم خواهد شد؛

4 - اهمیت فوق العاده به معنا و جهان معنان دادن و خصوصى و شخصى کردن معنا؛

و یا جمسون معتقد است عوامل پیدایش پست مدرن عبارتند از:

1 - از بین رفتن عمق و ضعفهاى نگرشى نسبت به تاریخ

2 - خمود عاطفى که در عصر پست مدرن اتفاق افتاد.

دیدگاه ها در مورد پست مدرن

  گروهي از صاحب نظران پست مدرن را تاييد   مي كنند  و آن را حركتي براي پيشرفت و توسعه   مي      دانند.نظرات "خوشبينانه " و نظرات "بدبينانه " :برخي آن را حركتي پس روي و عقب گرد ارزيابي مي كنند. به هركدام از اين دو ديدگاه اگر ازنظر دوره اي نگريسته شود، نگاه تاريخي و خوشبينانه اين است كه هردوره جابه جايي انديشه اي است به سوي بهتر شدن . اما نگاه بدبينانه و تاريخي اين است كه هر دوره جديد بدتر مي شود انسانهابيشتر كنترل مي شوند و پيشرفت به صورت يك افسانه است .

ديد خوشبينانه اين است كه ديوان سالاري ، نژادپرستي و تبعيض نژادي را بايداز هم پاشيد و بناي جديدي گذاشته شود كه دراين بناي جديد، انسانها آزاد شوند و تاكيدفرانوگرايي به آزادكردن انسانهاست چه در قالب ساختار سازماني شكل گرفته باشند، چه در قالب سيستم سياسي و چه در قالب تكنولوژيها وقوانين و مقررات . آنچه كه پست مدرنيست اعتقاد دارد اين است كه بايد بندها از دست و پاي انسان برداشته شود تا ببينيم او چگونه راه خود رامي يابد.

در حوزه بدبينانه يا ترديدكننده  معتقداست كه اين اتفاق مي افتد ولي برعكس ، بشر رازنداني مي كند. پس به فرانوگرايي ، بسياري با ديدخوشبينانه نگريسته و مطلب نوشته اند و برخي با نگاه بدبينانه آن را مورد بررسي قرار    داده اند واعتقاد دارند پست مدرن نظم را از هم مي پاشد وانسان يك قرن تلاش كرده است تا نظم و دانشي را بوجود آورد تا زندگي خود را در چارچوب اين نظم تنظيم كند در حالي كه پست مدرن بي نظمي به همراه دارد. اما طرفداران پست مدرن معتقدهستند كه مي توان با وجود آشفتگي يا بي نظمي بشر را به سرمنزل مقصود رسانيد.

 سازمان و مديريت و نوگرا "مدرن " در دو بخش خدمات و صنعت ، هردو از يك تفكر و انديشه سرچشمه مي گيرند.

 همه مي دانيم براساس ديدگاه "فايول " عناصر مديريت عبارتنداز، طرح ريزي ، سازماندهي ، رهبري ، هماهنگي وكنترل . در بحث پست مدرن براي اين عناصر،جايگزين وجود دارد مثلا در بحث طرح ريزي ،بحث ايجاد يا اختراع "INVENTION"بيان مي شود. پست مدرن اعتقاد دارد طرح ريزي بايدبه صورت نو باشد و بايد برروي محيطهاي نسبتاايستا باشد و انجام آن بر محيطهاي پويا بسيارآسان نيست . مثلا براساس ديدگاه "مينتزبرگ "، دومكتب مديريت استراتژيك وجود دارد، يكي مكتب پيش تدبيري "DISIGN SCHOOL" ودوم مكتب تصميمات خودجوش يا"IMMERGING SCHOOL" است . در مكتب پيش تدبيري از قبل تصميمات و اهداف خود راآشكار مي سازيم ، اما در مكتب دوم اعتقاد براين است كه محيطها آنقدر در حال تحول و تلاطم هستند كه نمي توان آينده را پيش بيني كرد و براي آن برنامه ريزي كرد. در نتيجه نمي توان تصميم روشني اتخاد كرد بلكه تصميمات بايد خودشان جوش بيايند نه اينكه از قبل بگوييم كه براي 50سال آينده خود، تصميم داريم چه كارهايي انجام دهيم .

در بحث مدرنيته عنصر سازماندهي وجوددارد در حالي كه در مكتب پست مدرن عنصرمديريتي سازماندهي فعال يا پويا"PROACTIVE ORGANIZING" جايگزين شده است .

در مكتب مدرن بحث فرماندهي و رهبري وجود دارد كه در فرانوگرا جاي آن ترغيب كردن آمده است . عنصر هماهنگي در مدرن وجود داردكه جاي آنرا همافريني در پست مدرن گرفته است و به جاي عنصر كنترل در مكتب مدرن ، عنصرارزيابي توافقي "CO- VALIDATION"جايگزين شده است . نتيجه اي كه مي توان از اين جايگزيني گرفت اين است كه در مكتب مدرن ودر يك سازمان ، فرماندهي از بالاست در حالي كه در مكتب پست مدرن اين اعتقاد وجود ندارد كه نيروي انساني سازمانها از بالا بايد فرماندهي شوند. بلكه هركس جايگاه و ايده خاص خود رادارد و اين ايده ها بايد به نحوي جمع شوند تا بايكديگر سازگاري داشته باشند يا به عبارت ديگرخودشان با هم هماهنگ شوند نه اينكه ديگري از بالا آنها را هماهنگ سازد.

در بحث "مديريت تغيير" در پست مدرن مي دانيم كه در مديريت تغيير يكي از روشهاي مرسوم ، تغيير برنامه ريزي شده است . يكي ازتغييرات برنامه ريزي شده مدلي است كه آقاي "كرك لوين " مطرح كرده است . او معتقد است كه وقتي مي خواهيد تغييري را ايجاد كنيد بايد ابتداوضعيت موجود را برهم بزنيد يا باورهاي موجودرا ذوب كنيد، سپس وضعيت و باورهاي جديد راايجاد و براساس آن حركت كنيد. اين مقوله درپست مدرن كاملا رد شده است و معتقد است كه هيچ وقت نبايد متوقف شد و مرتب بايد به جلورفت و هيچ گاه نبايد از شرايط خود راضي باشيم بلكه چون هميشه ناموفق هستيم پس همواره بايد در حركت بود.

 

منابع:

-          ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، شماره 104 .

-          مدرنیته و فرامدرنیته، ماهنامه سیاسى - اقتصادى، شماره 80.

    

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت توسط مرضیه بانو (کارشناسی ارشد مدیریت)|


آخرين مطالب
» مهندسی مجدد
» مهندسی مجدد
» نظارت بالینی(3)
» نظارت بالینی
» نظارت بالینی
» سازمانهای یادگیرنده
» رویکرد مدیریت خود گردان( مدرسه محور)
» پست مدرنیسم و مدیریت
» مدیریت استراتژیک
» تکنیک های برنامه ریزی عملیاتی
Design By : Pars Skin