تبليغاتX
تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی
تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی

 
 
مرضیه بانو


 

موضوعات

مدیریت آموزشی

 

پیوند ها

من یه نی نی فرهیخته م /کامیار جونم

یادداشتهای یک دلقک

گل مریم / مریم عزیزم

مدیریت موفق

مسافر

دغدغه های بازار کار

لینکهای عمومی آموزش و پرورش

بانک اطلاعات نشریات کشور

بانک اطلاعات آموزش و پرورش ایران

تزیینات و خانه داری

سایت جامع مدیریت

همراوی

ارشدان مدیریت آموزشی

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

پست مدرنیسم و مدیریت

مدیریت استراتژیک

تکنیک های برنامه ریزی عملیاتی

بررسي و کنترل فرمها

فنون تجزيه و تحليل سيستمها

اصول و مفاهيم کلي سازماندهي

سيستم و نگرش سيستمی

سیستمهای مدیریت آموزشی

سبکهای یادگیری کارل یونگ

یادگیری و نظریه های یادگیری

 
 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

مدیریت دانش سازمانی

 با کويتز مديريت دانش را چنين تعريف می نمايد:"فرايندی که از آن طريق سازمان به ايجاد سرمايه حاصل از فکر وانديشه اعضاء و دارايی مبتنی بر دانش می پردازد".کلوپولوس و فراپائولو بيان می دارند که مديريت دانش بر بکارگيری  مجدد اعمال و تجارب  گذشته از طريق تمرکز بر برنامه ريزهایی بمنظور تغيير چشم اندازهاتاکيدمی نمايد.

مديريت دانش معروفيت خود را از طريق بکارگيری  دانش  و اطلاعات بمنظور ايجاد هماهنگی تغييرات پويا در سازمان ورشدو توسعه نظامهايی جهت تسريع انطباق پذيری سيستم با تغييرات محيط پيرامون کسب نموده است. امروزه  انواع موسسات در محيطهای تازه ای فعاليت می نمايند. بنابراين بايد قادر به خلق وبکارگيری دانش جديد وبازآفرينی دانش گذشته بمنظور دستيابی به اهداف خويش باشند.درحاليکه مديريت دانش تاکيدزيادی برفن آوری اطلاعات می نمايد ودربسياری ازمواردبه عنوان مديريت مبتنی بر فن آوری تعريف می گردد، اما در حقيقت مفهومی فراتر ازآن دارد.داون پورت مؤلفه های اساسی مديريت دانش را شامل مواردزيرمی داند:

1)فرهنگ:شامل ارزشها واعتقادات اعصای سازمان در ارتباط با مفاهيم اطلاعات ودانش
2)فرايندعمل:در حقيقت افراد چگونه از اطلاعات و دانش درموسسات خود بهره گيری می نمايند.
3)سياستها:شامل موانعی که در فرايند اشتراك دانش واطلاعات در سازمان پديد می آيد.
4)فن آوری:چه سيستمهای اطلاعاتی در موسسه موجود است.
 مديريت دانش شامل فرايند ترکِب بهينه دانش و اطلاعات در سازمان و ايجاد محيطی مناسب بمنظور توليد، اشتراك و بکارگيری دانش وتربيت نيروهای انسانی خلاق و نوآور است. چرا بايد ازمديريت دانش بهره جست؟ مهمترين اهداف يک مؤسسه درزمينه مديريت مطلوبتر دانش شامل حفظ و نگهداری اعضای کليدی سازمان، ارتقاء سيستم انگيزشی، شناخت محیط و بهبود خدمات‌دهی به ارباب‌رجوع می باشد.

مدیریت دانش سازمانی در جهان دانش مدار امروز رمز کامیابی و پیشگامی است. اما منظور از دانش سازمانی چیست و چگونه می توان آن را اداره نمود؟ پیش از پاسخگویی به این پرسش بهتر است به مفهوم دانش و نحوه ایجاد آن بپردازیم. منشا تشکیل دانش، داده (Data ) است. داده‌ها رشته واقعیتهای عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند. به این ترتیب زمان انجام یک معامله و مبلغ پرداخت شده هر یک به تنهایی داده ای در مورد این رویداد به شمار می‌آیند.

حال چنانچه داده های مورد نظر را به شیوه ای مربوط و هدفمند در کنار یکدیگر قرار دهیم یا زمینه و محیطی خاص برای آن قائل شویم به اطلاعات (Information ) دست یافته ایم. مثلاً عبارت "روز بیستم آبان ۱۳۸۳ تعداد... سهم در بورس تهران معامله شد"، اطلاعاتی است که حاصل قرار گرفتن داده های مربوط و هدف دار مذکور در کنار یکدیگر است. از این رو داونپورت و پروساک معتقدند داده ها زمانی به اطلاعات تبدیل می شوند که ارائه دهنده آن معنا و مفهومی خاص به آنها ببخشد. اطلاعات همان چیزی است که تقویت یا تغییر فرایند ادراک را موجب می شود.

اکنون می توان به مفهوم دانش پرداخت: دانش ایده ها، فهم‌ها و درسهای آموخته شده ما در طول زمان است. درسها و ایده‌هایی که با کنار هم نهادن اطلاعات دریافتی از منابع مختلف و در گذر زمان به آن دست یافته‌ایم. بنابراین دانش ما از مسائل و پدیده های مختلف برآیند اطلاعات دریافتی ما درباره این مسائل و پدیده هاست اما آیا این برآیند تحت تاثیر و یژگی های منحصر به فرد آدمی نخواهد بود؟

بومارد ( ۱۹۹۹ ) می گوید:

« شنیدن عبارت دیوار برلین فروریخت، به عنوان یک اطلاعات، دانش افراد درباره پدیده های مختلف مرتبط به این رویداد ( مثلاً عوامل ایجاد و فروریزی، سوابق تاریخی، دولتهای آلمان غربی و آلمان شرقی سابق و ... ) را به شیوه های مختلف تحت تاثیر قرار می دهد. وی سپس نتیجه می گیرد که اگر چه دانش، برگرفته از اطلاعات است اما ماهیتی ذهنی دارد و به نحوی ذاتی و درونی به فرد یا گروهی از افراد که آن را بوجود آورده اند یا به آن دست یافته‌اند، مرتبط است. وید ( ۲۰۰۲ ) نیز معتقد است که دانش ماهیتی فردی دارد چرا که در ارتباط متقابل با ارزش ها و باورهای افراد و ادراک آنها از جهان و دیگران قرار دارد. »

دانش فهمیده می شود و فرد، دانش را از طریق تجربه، استدلال، بصیرت، یادگیری، خواندن و شنیدن به دست می آورد. هنگامی که افراد، دانش خود را با دیگران تسهیم می کنند، دانش آنان گسترش می یابد و هنگامی که دانش فرد با دانش دیگران ترکیب می شود، دانشی جدید ایجاد می شود ( وید، ۲۰۰۲ )

دانش مخلوط سیالی از تجربیات، ارزش ها، اطلاعات موجود و نگرش های کارشناس نظام یافته است که چارچوبی برای ارزشیابی و بهره گیری از تجربیات و اطلاعات جدید به دست می دهد. دانش در ذهن دانشور به وجود آمده و به کار می رود. دانش در سازمان ها نه تنها در مدارک و ذخایر دانش، بلکه در رویه های کاری، فرایندهای سازمانی، اعمال و هنجارها مجسم می شود. این تعریف بیانگر آن است که دانش ساده و روشن نیست و در نهایت ابهامی و شهودی است. لذا به راحتی نمی توان آن را در قالب کلمات گنجاند و به صورت منطقی عرضه کرد ( داونپورت و پروساک،۱۳۷۹).

                          

اکنون درباره مفهوم مدیریت دانش سازمانی چه می توان گفت؟ تعاریف زیادی از مدیریت دانش ارائه شده است. از جمله:

« مدیریت دانش رشته ای است علمی که با تکیه بر حمایت دو جانبه ( رقابت و حمایت هم زمان ارائه دهنده و دریافت کننده اطلاعات و دانش ) ایجاد، تصرف، سازماندهی و استفاده از اطلاعات را تشویق و تقویت می کند ( بیر، ۱۹۹۹، به نقل از دافی، ۲۰۰۰ به نقل از پتریدز و گویینی، ۲۰۰۲ ) استراتژی ها و فرایند هایی برای ایجاد، تعیین، تصرف، سازماندهی و اداره اطلاعات دانش برای آنکه به بهترین نحو افراد را در تحقق رسالت سازمان توانمند سازد. »

ارزشمندترین دانش در سازمان در اختیار افراد است اما آنها مایل نیستند دیگران را در این دانش سهیم کنند، چرا که نگران از دست دادن نفوذ و کنترل خود می باشند ( نااوبان و کیم بل، ۲۰۰۲ ).

 

اصول مدیریت دانش

اصول مدیریت دانش از دیدگاه داونپورت و پروساک ( ۱۹۹۸ ) عبارتند از:

۱) دانش، نشات گرفته از افراد است و در افکار افراد جای دارد.

۲) تسهیم دانش مستلزم اعتماد است.

۳) فناوری، رفتارهای دانشی جدید را امکان پذیر می سازد ( منظور از رفتارهای دانشی، رفتارهایی است به منظور خلق، توسعه، توزیع و غنی سازی دانش )

۴) تسهیم دانش باید تشویق شود و پاداش داده شود.

۵) حمایت مدیریت و تخصیص منابع ( برای مدیریت دانش ) ضروری است.

۶) دانش، ماهیتی خلق شونده دارد و تشویق افراد موجب می شود که دانش به شیوه ای غیر منتظره گسترش یابد ( لانگ استاف و هیمس، ۲۰۰۰).

۷) برنامه های مدیریت دانش باید با برنامه ای آزمایشی آغاز شود ( داونپورت و پروساک، ۱۳۷۹).

 

اصول بنیادین در فرهنگ موثر انتقال دانش

در نهایت فرایند مدیریت دانش سازمانی را می توان در مراحل زیر خلاصه کرد:

فرایند ایجاد، تسهیم و تقویت یادگیری سازمانی

میسر کردن زمینه های توزیع، تسهیم و استفاده از دانش سازمانی

ایجاد ساختارهایی موثر به منظور حفظ و انسجام بخشیدن به دانش سازمان ( به منظور تقویت حافظه سازمانی )

استفاده مجدد از دانش سازمانی بازیابی شده و بهنگام کردن حافظه سازمانی

 

نهادينه سازی مديريت دانش:

امروزه بکارگيری مديريت دانش در تمامی سازمانها، ازجمله مؤسسات آموزشی ،بهداشتی ،صنعتی وتجاری ضروری بنظر می رسد.علی رغم گسترش مديريت دانش در سالهای اخير بسياری از موسسات در بهره گيری بهينه از آن احساس نااميدی می نمایند .اين سازمانها به دنبال يافتن پاسخی مناسب برای سؤالات زير می باشند. چگونه دانش را در سازمان توليد، ذخيره وتوزيع نماييم؟ چگونه مفاهيم و اصول مديريت دانش را در سازمان اجرا نماييم؟چگونه مطمئن شويم که کارکنان سرمايه دانش را در سازمان اشتراك می نمايند؟
موسسات بمنظور بکارگيری مطلوب مديريت دانش بايستی ضرورت ايجاد فرهنگ اشتراك دانش ميان کارکنان را از طريق فرآيندی تحت عنوان "نهادينه سازی مديريت دانش "درک نمايند. اهميت نهادينه سازی مديريت دانش در موسسه به اين دليل است که اولاً درک نادرست کارکنان را از مديريت دانش تصحيح نموده وثانيا ً آنها را در درک مزايای اشتراك دانش در سلزمان ياری رساند. مديريت دانش در ارتباط با قابل دسترس نمودن دانش جهت افرادی که به آن نياز دارند بحث می نمايد. بهرحال بکارگيری بهينه دانش قابل دسترس، تنها زمانی امکان پذير است که بدانيم در کجا بايد به دنبال آن باشيم. معمولاً هر بخش از موسسه، عملکرد ساير بخشها را تکرارمی نمايد زيرا امکان پذير نيست که هم در جريان تمامی امور باشيم وهم از دانش توليد شده در ساير بخشها بهره گيری مطلوب نماييم. تحقيقات حاکی از اين مطلب است که مهمترين مانع اجرای اثربخش مديريت دانش در سازمان فقدان فرهنگ اشتراك دانش وعدم درک مزايای بيشمار مديريت دانش در ميان کارکنان می باشد. به عبارت ديگر دلايل اساسی عدم موفقيت مديريت دانش در انواع موسسات عبارتست از :

● فقدان يادگيری سازمانی، بدليل ارتباطات ضعيف ميان کارکنان(20%)

● عدم موفقيت در بکارگيری مطلوب مديريت دانش در تمامی فعاليتهای روزانه(19%)

● عدم تخصيص زمان مناسب بمنظور يادگيری چگونگی بهره گيری مطلوب از مديريت دانش ودرک پيچيدگيهای آن (18%)

● فقدان آموزش کارکنان (15%)

● برداشت نادرست کارکنان دال براينکه مديريت دانش مزايای کمی را به کاربران آن ارایه می نماید (13%)

                                                       

  آنچه تاکنون بيان گرديد حاکی ازآن است که مهمترين دغدغه اجرای اثربخش مديريت دانش شامل جنبه های انسانی می باشد .بسياری از موسسات بدين دليل در اجرای اثربخش  مديريت دانش در سازمان ناکام بوده اند که مفاهيم مديريت دانش را به شکلی مطلوب به کارکنان معرفی ننموده اند. در صورت پذيرش مطلب فوق اين پرسش مطرح می گردد که چگونه بايد مفاهيم مديريت دانش را به کارکنان سازمان انتقال داد؟

   پيشنهاد می گردد موافقت مديران عالی بمنظور اجرای موفقيت آميز مديريت دانش در موسسه جلب گردد . زيرا موفقيت يا شکست برنامه تا حدود زيادی به حمايت اين افراد در سازمان بستگی دارد. بهر حال چنين دانشی ، مفهومی انتزاعی دارد و فرهنگ اشتراك دانش در سازمان به نگرش افرادی که اين فرهنگ را ايجاد نموده اند، وابسته است. در صورتيکه کارکنان تمايلی به تقسيم دانش خويش با ديگر اعضاء سازمان نداشته باشند، بسيار مشکل خواهد بود که از طريق سيستم پاداش دهی يا الزامات قانونی ، فرهنگ اشتراك دانش را ميان آنان گسترش داد.

   يکی از مهمترين چالشها جهت ورود مفاهيم جديد به موسسات ، ايجاد تغييرات فرهنگی به منظور پذيرش اين مفاهيم می باشد. ايجاد فرهنگ اشتراك دانش در سازمان نيازمند آموزش مديران و کارکنان و فرايند مديريت تغيير می باشد.رهبران دارای نقش کليدی در تغيير نگرشهای  کارکنان وايجاد موفقيت آميز فرهنگ اشتراك دانش ونهادينه سازی مديريت دانش در سازمان هستند.

 

منبع:

ماهنامه الکترونیکی مدیریت دانش سازمانی

مجله الکترونیکی نما

 

شنبه دوازدهم مرداد 1387 |