2) محيطها را ميتوان در يكي از شش مدل، واقعگرايانه، جستجوگرايانه، هنري، اجتماعي، متهورانه و قراردادي طبقهبندي نمود. هر محيطي تحت تسلط يك تيپ شخصيتي قرار دارد و هر محيط نمونهاي از وضع فيزيكي خاص است كه داراي شرايط و امكانهاي مخصوص به خود است. مثلاً محيطهاي اجتماعي تحت تسلط افراد اجتماعي قرار دارند. وضعيت فيزيكي آن وجود افرادي است كه در تعامل با يكديگرند و شرايط و امكانهاي مخصوص به آن از طريق روابط بين فردي تحقق ميپذيرد.
3) افراد به دنبال محيطهايي هستند كه بتوانند مهارتها و تواناييهاي خود را به كار اندازند. نگرشها و ارزشهاي خود را نشان دهند و مسائل قابل قبول و نقشهاي مطابق با آن را به عهده گيرند. تيپهاي اجتماعي به دنبال محيطهاي اجتماعي و تيپهاي قراردادي به دنبال محيطهاي قراردادي هستند.
4) رفتار به وسيلهي تعامل بين شخصيت و محيط تعيين ميگردد. اگر تيپ شخصيتي يك فرد و الگوي محيطي او مشخص باشد، ميتوان به پيشبيني برخي از نتايج اين گونه جورشدنها پرداخت. اين گونه نتايج ميتواند مربوط به انتخاب رشتهي تحصيلي، انتخاب شغل و غيره باشد.

چهار فرضيه فوق با پنج فرضيهي ثانويه، تكميل شدهاند كه هم در مورد افراد و هم در مورد محيطها صادقند. هدف از فرضيهها يا مفاهيم ثانويه تعديل يا تعيين پيشبينيها يا توضيحهايي است كه از مفاهيم اصلي مشتق شدهاند. هالند در طبقهبندي خود كه شخصيت افراد را بر شش نوع تقسيم مينمايد، براي هر كدام از اين انواع شخصيت خصوصياتي به شرح زير معتقد است:
(1نوع واقعبين
از خصوصيات افرادي كه در اين طبقه قرار ميگيرند ميتوان جديت در كار، واقعبيني در امور، مهارت مكانيكي، تفكر علمي، قدرت جسماني، علاقه و هماهنگي در كارها را نام برد. فرد واقعبين چنانچه با مشكلاتي مواجه شود راه حلهاي عملي براي مشكلات جستجو ميكند. افراد واقعبين بيشتر به مشاغلي كه به مهارتهاي فني نيازمند است اشتغال ميورزند.
(2نوع معنوي
از خصوصيات بارز افرادي كه در اين طبقه قرار ميگيرند ميتوان تفكر، سازماندهي و قدرت استدلال را نام برد. اين طبقه از افراد روابط اجتماعي را زياد دوست ندارند، كمتر به تغيير رشته تحصيلي در دانشگاه ميپردازند، گاه به روياپردازي در مورد پيشرفتهاي آينده خود مبادرت ميورزند و از انجام مشاغل پيچيده كه نياز به تفكر دارد لذت ميبرند. اين افراد خلاق، مستقل، پيشرونده، كمرو و محتاط ميباشند.
(3نوع اجتماعي
افراد اين طبقه داراي رغبتهاي اجتماعي ميباشند و نقش معلمي يا روان درمانگري را ترجيح ميدهند. افراد نوع اجتماعي انسآنهايي مسئول و بشردوست هستند و قراردادهاي اجتماعي را ميپذيرند. در ايجاد روابط انساني مهارت دارند. در عين حال از حل عقلاني مسائل گريزانند و از كارهاي بدني و فعاليتهاي سازمان يافته خوششان نميآيد.
4) نوع قراردادي يا سنتي
اين عده احترام خاص براي حفظ قوانين و مقررات قائلند و به خوبي به كنترل خويش قادر ميباشند. دوستدار نظم و ترتيب هستند و از موقعيتهاي پيچيده گريزانند و به فعاليتهاي جسماني و اجتماعي تن در نميدهند.
5) نوع تهوري
افراد نوع تهوري در گويايي بسيار مهارت دارند، ماجراجو هستند، اجتماعي ميباشند و در فعاليتهايشان نقش غالبي را بر عهده ميگيرند. در جستجوي قدرت و موقعيت هستند و ميكوشند تا رهبر شوند و در امور مالي و تجارتي و نظاير آنها مهارت كسب كنند.
6) نوع هنرمند
افراد اين طبقه در شناسايي و بيان خصوصيات خود مهارت دارند. روابط حسنهاي با ديگران برقرار ميسازند، از نظم و ترتيب به دورند، در روابط خود با ديگران حساسند، كمتر به كنترل خود ميپردازند و به سادگي در مورد عواطف و احساسات خود صحبت و گفتگو مينمايند. اين عده به صفات زنانه بيش از صفات مردانه گرايش دارند و به مبارزه با مشكلات محيطي از طريق ارائه آثار هنري اقدام مينمايند.
سازش و هماهنگي بين نوع شخصيت و نوع محيط باعث سازگاري بيشتر با شغل و حرفه ميگردد كه به نوبه خود به رضايت شغلي منجر ميشود.

هالند نوع شخصيت فرد را با سياهه ترجيح شغلي اندازهگيري ميكند. زيرا معتقد است هر فردي كه به سوي نوع خاصي از شخصيت بيشتر گرايش داشته باشد، در آن طبقه قرار ميگيرد. سياهه ترجيح شغلي هالند بر اين اصل استوار است كه انتخاب شغل مستقيماً با نوع شخصيت ارتباط دارد. بنابراين ارتباط مشاغل نوع زندگي فرد را مشخص ميسازند. در نتيجه به نظر هالند سياهه ترجيح شغلي و پرسشنامههاي رغبت شغلي همانند پرسشنامههاي تعيين نوع شخصيت هستند.
تحقيقات انجام شده
هالند (1958) با توجه به استدلال فوق، به ايجاد سياهه ترجيح شغلي اقدام نموده است و آن را با پرسشنامه تعيين شخصيت معادل ميداند. سياهه ترجيح شغلي هالند تعداد سيصد عنوان شغلي را شامل است كه پاسخگو بايد ترجيح و يا عدم رغبتش را نسبت به هر كدام از مشاغل ذكر شده اعلام نمايد. هالند در آغاز كار براي تهيه سياهه ترجيح شغلي خصوصيات جسماني، عقلاني، فعاليتهاي كلامي، عوامل عاطفي، واقعبيني، نظم و ترتيب و رضايت را مورد توجه قرار داد و براي هر خصيصه نمرهاي را در نظر گرفت. بعدها از طريق كاربرد روشهاي آمار اعتبار داخلي براي سياهه ترجيح شغلي تعيين شد و خصوصيات ديگري نظير كنترل، فعاليت و جديت در كار، صفات مردانگي و علاقه به جنس مخالف بدان اضافه گرديد. تحقيقات ديگري كه در زمينه سياهه ترجيح شغلي هالند به عمل آمده است ده معيار شخصيتي جديد را مشخص نمود كه عبارت از فعاليت جسماني، معنويت، احساس مسئوليت، نظم و ترتيب، فعاليت كلامي، احساسات، كنترل فعاليت و جديت در كار، صفات مردانگي ـ زنانگي، و موقعيت ميباشند.

ارزشيابي نظريه هالند
نمونه تحقيق را دانشجويان باهوش تشكيل ميدهد. گر چه كسب اطلاعات در مورد اين عده حائز اهميت ميباشد، ولي نميتواند منعكس كننده خصوصيات اعضاي كل جامعه باشد.
هالند به شش نوع شخصيت اشاره ميكند. شايد عدهاي از افراد را به هيچ عنوان نتوان در يكي از اين طبقات قرار داد.
والش و همكارانش (1972) نكات مثبت نظريه هالند را به شرح زير بر شمردهاند:
1) با گذشت زمان نظريه هالند با توجه به نتايج تحقيقات و اطلاعات بدست آمده تكامل پيدا نموده است.
2) تحقيقات انجام شده در مورد نظريه هالند انواع شخصيت و نيز انواع مدلهاي محيطي را كه هالند متذكر شده تأييد نمودهاند.
3) سازگاري فرد با محيط به رضايت فردي و در نتيجه به رضايت شغلي ميانجامد.
4) نظريه هالند تا حد زيادي ساده و روشن بيان شده است.
5) نظريه براي توصيف رفتار، مباني و مفاهيم ضروري را در بر دارد.
6) نظريه هالند قابليت تستپذيري را داراست و تا كنون مقدار بسيار زيادي تحقيق را موجب گرديده است.
7) شواهد نشان ميدهند كه با توجه به خصوصيات شخصيتي تا حدي ميتوان به پيشبيني شغلي فرد اقدام كرد.
8) افراد به شدت ميخواهند در محيطهايي به كار مشغول شوند كه سازگار با خصوصيات آنها باشد.
كاربرد نظريه هالند
يكي از كاربردهاي نظريه هالند كه براي مشاوران ميتواند فوقالعاده حائز اهميت باشد، طبقهبندي مشاغل است. به كمك اين طبقهبندي مشاور نوع شخصيت مراجع را با يكي از روشها مثلاً كاربرد سياهه ترجيح شغلي ميشناسد، نوع محيط شغلي مناسب را نيز مورد شناسايي قرار ميدهد، سپس به مراجع ياري مينمايد تا سازش و توافقي بين آن دو ايجاد كند. اين روش به نظريه سنتي خصيصه عامل تا حدودي شباهت دارد.
به نظر هالند هدف راهنمايي و مشاوره شغلي و حرفهاي آن است كه به افراد كمك شود تا مشاغلي را كه با خصوصيات شخصيتي آنها سازگارتر است انتخاب نمايند. نظريه هالند كاربردهاي زير را نيز دارد:
1) ارائه اطلاعات شغلي و حرفهاي به سادهترين صورت ممكن بطوريكه عملاً قابل استفاده و كاربرد باشد.
2) توصيف جريان انتخاب شغل و ارتباط آن با نوع شخصيت فرد.
3) فراهم آوردن امكانات و فرصتهايي براي خودشناسي و شناخت نيازهاي محيطي.
براي تهيه اطلاعات شغلي و حرفهاي ميتوان از سياهه ترجيح شغلي هالند و يا پرسشنامه رغبتسنجي شغلي استرانگ استفاده كرد. تمام اطلاعات حاصله از اين پرسشنامهها را ميتوان به صورت نوع شخصيت درآورد. سپس فرد با توجه به شش نوع شخصيت در مسير معيني راهنمايي گردد. مشاوران بايد در مورد هر يك از انواع ششگانه شخصيت به جمعآوري اطلاعات مناسبي اقدام نمايند.
طبقهبندي هالند براي برنامه راهنمايي و مشاوره شغلي و حرفهاي كاريابيها نيز حائز اهميت است. مشاوران شغلي و حرفهاي با توجه به شش نوع شخصيت مهارتهاي لازم براي احراز هر شغل را قبلاً تعيين ميكنند و سپس با توجه به شناخت كارجو او را در مسير مناسبي راهنمايي مينمايند.

منابع :
- راهنمايي و مشاوره شغلي و حرفهاي، دكتر عبداله شفيعآبادي، چاپ نورتكس، چاپ يازدهم، 1379.
- هالند، ج(1375)، حرفهي مناسب شما چيست؟ ترجمهي س . حسينيان ، و . س. م . يزدي، تهران، انتشارات كمال.