X
تبلیغات
تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی - علل غیبت دانش آموزان

تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی

 رد پاي‌ مدرسه‌ هراسي‌ تقريبا هميشه‌ به‌يكي‌ از دو علت‌ زير منتهي‌ مي‌شود:
    ترس‌ مربوط به‌ مدرسه‌ و يا ترس‌مربوط به‌ خانه‌، مدرسه‌ به‌ انحاي‌مختلف‌ ممكن‌ است‌ ترساننده‌ باشد،مانند معلم‌ بد، توقعات‌ زياد از كودك‌ وعدم‌ پيشرفت‌ تحصيلي‌. پاسخ‌ دادن‌درس‌ توسط دانش‌آموز در كلاس‌مي‌تواند منبع‌ ترس‌ باشد و غالبا باترس‌ از ضعف‌ كردن‌ همراه‌ است‌.بالاخره‌ تغيير در وضعيت‌ موجود (مثلاتغيير مدرسه‌) بخصوص‌ براي‌ كودكان‌كمرو مي‌تواند موجب‌ مدرسه‌ هراسي‌شود. غالبا آنچه‌ مدرسه‌ هراسي‌ به‌ نظرمي‌آيد، در واقع‌ ترس‌ از ترك‌ منزل‌است‌. گاهي‌ وقوع‌ حوادثي‌ مانند مرگ‌فردي‌ از اعضاي‌ خانواده‌، جدايي‌كودك‌ از خانواده‌، طلاق‌، تولد نوزادتازه‌، كشمكش‌ پدر و مادر و يا فقط وابستگي‌ بيش‌ از حد كودك‌ به‌ مادر،منبع‌ ترس‌ است‌ و در چنين‌ مواردي‌،مدرسه‌ ترساننده‌ است‌. اين‌ موضوع‌گاهي‌ با فرستادن‌ اجباري‌ كودك‌ به‌مدرسه‌ و اصرار او براي‌ تلفن‌ كردن‌مكرر به‌ مادرش‌ روشن‌ مي‌شود.مشاهده‌ شده‌ است‌ كه‌ اغلب‌ كودكان‌مبتلا به‌ مدرسه‌ هراسي‌، مادران‌ عصبي‌دارند و كودكان‌ را به‌ خود وابسته‌مي‌كنند.


  
à با كودك‌ مدرسه‌ هراس‌ چه‌بايد كرد؟

    دادن‌ بهانه‌هاي‌ پزشكي‌ نادرست‌ به‌دست‌ كودك‌ و فراهم‌ كردن‌ امكان‌تعليم‌ خانگي‌ درست‌ خلاف‌ نتيجه‌ موردانتظار، يعني‌ مراجعه‌ كودك‌ به‌ مدرسه‌را به‌ بار مي‌آورد. مثل‌ معروف‌ «آنكه‌ ازاسب‌ مي‌افتد بايد فورا سوار شود» دردرمان‌ مدرسه‌ هراسي‌ هم‌ بهترين‌ روش‌را توصيف‌ مي‌كند. اكثر صاحبنظران‌معتقدند كه‌ بهترين‌ درمان‌ برگرداندن‌كودك‌ به‌ مدرسه‌ در اسرع‌ وقت‌ و به‌ هر وسيله‌ ممكن‌ است‌. مشخص‌ و رفع‌كردن‌ علت‌ هراس‌ (مثلا اذيت‌ و آزارساير كودكان‌) البته‌ مفيد خواهد بود. باوجود اين‌ حتي‌ وقتي‌ علت‌ آن‌ روشن‌نيست‌، مادري‌ قاطع‌ و معلمي‌ جدي‌ وفهميده‌ مي‌توانند به‌ تدريج‌ دانش‌آموزرا براي‌ آمدن‌ به‌ كلاس‌ درس‌ ترغيب‌نمايند. اين‌ كار ممكن‌ است‌ با ايجادامكان‌ نشستن‌ او در كتابخانه‌ يا اتاق‌مدير مدرسه‌ براي‌ چند روز، نشستن‌در كلاس‌ براي‌ مدت‌ كوتاه‌ و تدريجاافزايش‌ آن‌ و گاهي‌ اجازه‌ دادن‌ به‌ مادربراي‌ همراه‌ بودن‌ با كودك‌ به‌ مدت‌ چندروز صورت‌ بگيرد. همه‌ بايد ابرازاطمينان‌ كنند كه‌ بچه‌ به‌ مدرسه‌برخواهد گشت‌ و البته‌ براي‌ جلوگيري‌از بدتر شدن‌ كودك‌ زمان‌ آن‌ بايد هرچه‌ زودتر باشد.

 

   Ã فرار از مدرسه‌:

    منظور از فرار از مدرسه‌ اين‌ است‌ كه‌كودك‌ به‌ قصد مدرسه‌ رفتن‌ از منزل‌خارج‌ مي‌شود ولي‌ به‌ جاهاي‌ ديگري‌غير از مدرسه‌ مي‌رود و يا پس‌ از ورودو گاهي‌ پس‌ از ماندن‌ مختصري‌ درمدرسه‌، از آنجا بيرون‌ مي‌رود (اين‌مسأله‌ ممكن‌ است‌ ناشي‌ از وجوداشكال‌ در برنامه‌هاي‌ مدرسه‌اي‌ مثلا توقعات‌ سفت‌ و سخت‌ معلمين‌ باشد.اين‌ نوع‌ مدرسه‌ گريزي‌ بايد از مدرسه‌گريزي‌ كودكان‌ جامعه‌ ستيز تفكيك‌ وبه‌ طور متفاوتي‌ درمان‌ شود).
    مدرسه‌ گريزي‌ اگر همراه‌ با رفتارهاي‌ضد اجتماعي‌ و گاهي‌ بزهكارانه‌ مثل‌نزاع‌، قشقرق‌ راه‌ انداختن‌، سرقت‌،تخريب‌ اموال‌، به‌ مبارزه‌ طلبيدن‌ ياتهديد كردن‌ و فرار كردن‌ از خانه‌ باشدمي‌تواند نشان‌ دهنده‌ يكي‌ از اختلالات‌رفتاري‌ دوران‌ كودكي‌ به‌ نام‌ اختلال‌سلوك‌ باشد. ويژگي‌هاي‌ اصلي‌ اختلال‌سلوك‌ شامل‌ رفتارهاي‌ ضد اجتماعي‌،پرخاشگرانه‌ و خودسرانه‌ است‌. چنين‌كودكاني‌ اغلب‌ به‌ نظر معلمانشان‌بي‌علاقه‌ به‌ مدرسه‌، فاقد اشتياق‌ به‌ادامه‌ تحصيل‌ و بي‌توجه‌ به‌ كار هستند.آنها اغلب‌ مردود مي‌شوند و در مقايسه‌با همسالان‌ خود زودتر ترك‌ تحصيل‌مي‌كنند.  رفتار ضد اجتماعي‌ شديد احتمالا جوان‌را در تماس‌ با مؤسسات‌ اجتماعي‌مختلف‌ قرار مي‌دهد. مراكز بهداشت‌رواني‌ (درمانگاهها، بيمارستان‌ها) ودستگاه‌ حقوقي‌ جزايي‌ (پليس‌ -دادگاه‌) مراكز اصلي‌ تماس‌ نوجوانان‌داراي‌ مشكل‌ رفتاري‌ هستند. در نظام‌آموزشي‌ براي‌ كنترل‌ چنين‌ كودكاني‌اغلب‌ از خدمات‌ معلمان‌ و كلاسهاي‌ويژه‌ استفاده‌ مي‌شود.

    در مورد علت‌ اين‌ نابهنجاري‌ بايد گفت‌كه‌ هم‌ عوامل‌ ارثي‌ و هم‌ عوامل‌ محيطي‌مثل‌ از هم‌ گسيختگي‌ خانواده‌، وجودوالدين‌ يا خواهر و برادر بزهكار درخانه‌، شيوه‌هاي‌ تربيتي‌ غلط نقش‌ دارند(انضباط غالبا نامتناسب‌ و با روش‌هاي‌بسيار خشن‌ يا بسيار ملايم‌ است‌).

    متأسفانه‌، اختلال‌ سلوك‌ تا اواخرنوجواني‌ و گاهي‌ بزرگسالي‌ دوام‌مي‌يابد. طبق‌ يك‌ مطالعه‌ كودكان‌ مبتلابه‌ اختلال‌ سلوك‌ در بسياري‌ از مواردوقتي‌ بزرگ‌ شوند، الگوي‌ فعاليت‌هاي‌خلاف‌ قانون‌ خود را ادامه‌ مي‌دهند، دربزرگسالي‌ در حفظ شغل‌ دچار اشكال‌هستند و غالبا دچار مشكلات‌ زناشويي‌مي‌باشند.
    درمان‌ اختلال‌ سلوك‌ به‌ دليل‌ تأثيرمشكل‌ بر ديگران‌ (مثلا قربانيان‌) وجامعه‌ در سطح‌ وسيع‌ و انتقال‌ به‌نسل‌هاي‌ بعد داراي‌ اهميت‌ ويژه‌اي‌است‌. درمان‌هاي‌ رايج‌ نشان‌ داده‌اند كه‌رفتارهاي‌ ضداجتماعي‌ را مي‌توان‌تغيير داد. بنابراين‌ از بهورزان‌ عزيزانتظار مي‌رود در صورت‌ مشاهده‌چنين‌ مواردي‌ حتما اقدام‌ به‌ ارجاع‌براي‌ درمان‌ نمايند.
      

à چرا بچه ها از مدرسه فراری اند؟

 همه بچه ها گاه و بی گاه درباره مدرسه غر می زنند اما طبق آماری که کارشناسان کلینیک اختلالات عصبی دانشگاه نوادا در آمریکا اعلام کرده اند 5 تا 10 درصد کودکان آنقدر از مدرسه بدشان می آید که نمی خواهند به مدرسه بروند.

به گفته روانشناسان متخصص اگر متوجه شدید فرزندتان وقتی حرف مدرسه می شود افسرده یا مضطرب       می شود ، خودش را به مریضی می زند تا مدرسه نرود و در خانه بماند، در مدرسه مدام از اتاق بهداشت یا دفتر سر در می آورد یا عمدا از صحبت کردن درباره بخش بزرگی از اتفاقات مدرسه سر باز می زند باید مراقب باشید.

خوشبختانه معمولا می توان این مشکل را حل کرد و گاهی اوقات راه حل بسیار هم ساده است. مثلا ممکن است معلم فقط به شاگردانی که جلوی کلاس می نشینند توجه داشته باشد و از آنها سوال کند. به این ترتیب دانش آموزانی که ته کلاس می نشینند احساس می کنند مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفته اند و ممکن است علاقه خود را به درس از دست بدهد. در چنین موردی فقط با عوض کردن جای دانش آموز و آوردن او به ردیف های جلوی کلاس مشکل حل می شود و او دوباره به درس و مدرسه علاقمند می شود اما گاهی اوقات مشکل اساسی تر و پیچیده تر از این هاست و حل آن هم به تلاش و صرف وقت بیشتری نیاز دارد. در زیر به تعدادی از مهمترین علل تنفر بچه ها از مدرسه اشاره شده است.

                                                                         

à علل تنفر بچه ها از مدرسه:

 

¯ اضطراب

یکی از ترس هایی که باعث می شود کودکان از مدرسه لذت نبرند اضطراب جدایی است که معمولا زمانی اتفاق می افتد که چیزی در خانواده مایه نگرانی شده یا این که کودک قرار است به مدرسه جدیدی برود. متاسفانه پدر و مادره با نحوه واکنش نسبت به اضطراب کودکشان آن را تشدید می کنند. روزهای اول مدرسه به روش خداحافظی کردن خود با بچه های کوچکتر دقت کنید. جمله " روز خوبی داشته باشی و من سر ساعت 12 که تعطیل می شوی دنبالت می آیم" که خیلی محکم بیان بشود کار ساز تر از این است تا بگویید " نگران نباش هر وقت به من احتیاج داشتی 10 دقیقه ای خودم را می رسانم."

باید به فرزندتان در مواجهه با موقعیت هایی که باعث ترسش می شود کمک کنید. از صحبت کردن در کلاس تا امتحان دادن را در خانه تمرین کنید. کمک کنید فرزندتان افکاری مانند " نمره نمی آورم" را با " از پسش بر می آیم" جایگزین کند.

 

¯ تنهایی

بعضی از بچه ها از مدرسه خوششان نمی آید چون هیچ دوستی ندارند. اگر فرزندتان همیشه تنهاست، تظاهر به بیماری می کند تا در بازی های دسته جمعی شرکت نکند یا وسایل با ارزشش را به دیگران می دهد تا دوستش داشته باشند، شاید مشکل او هم همین است. معمولا مشکل تنها بودن با تقویت مهارتهای اجتماعی برطرف می شود. کودک باید یاد بگیرد وقتی با دیگران صحبت می کند به چشم هایشان نگاه کند یا این که بلند تر از زمزمه و آرام تر از فریاد حرف بزند. شاید هم لازم باشد بعضی کلیدهای دوست یابی را به او یاد بدهید. مثل " اسم من مریمه اسم تو چیه؟"

بسیاری از کودکانی که تنها می مانند هیچ وقت کسی از آنها تعریف نکرده . اگر کودک تنهایی در کار به خصوصی مهارت دارد، مثل نقاشی با کامپیوتر، باید کاری کرد که دانش آموزان دیگر با او کار کنند. این کار اعتماد به نفس او را بالا می برد و کمک می کند دوست پیدا کند.

 

¯ قلدرها

 گاهی اوقات بچه ها از مدرسه متنفرند چون می ترسند. اگر فرزندتان خیلی ساکت وعصبی است دوستان کمی دارد و اعتماد به نفسش ناگهان کم می شود، شاید قربانی یک قلدر شده است. نصیحت معمول در این زمینه همیشه کار ساز نیست. این که به فرزندتان یاد بدهید اعتماد به نفس داشته باشد. حتی وقتی بچه ها اعتماد به نفس داشته باشند قلدرها باز هم آنها را می زنند.بچه های دبستانی باید این مشکل را با معلم در میان بگذارند. در راهنمایی و دبیرستان دانش آموزان مورد هدف باید همیشه با دوستانشان باشند و جاهایی که پاتوق قلدرهاست نروند. اگر پدر و مادری بخواهد در این زمینه مداخله کند باید پیش مدیر مدرسه برود نه پدر یا مادر بچه قلدر. برای اینکه فرزندتان خجالت زده نشود هوشمندانه عمل کنید. اگر در راه مدرسه قلدرها فرزندتان را اذیت می کنند کافی است کنار او باشید تا آزارها قطع شود.

 

 ¯ مشکل یادگیری

 گله و شکایت بعضی از بچه ها از مدرسه از مشکلات جسمی آنها سر چشمه می گیرد تنفر آنها از مدرسه فقط به این دلیل است که همیشه یک قدم از سایرین عقب ترند.

 مشکلات بینایی بین دانش آموزان بسیار متداول هستند و پدر و مادرها باید به نشانه های این مشکل حساس باشند. دقت کنید آیا فرزندتان هنگام خواندن روی یک چشمش را می پوشاند، سرش را کج می کند یا جایش را عوض می کند. اگر این طور است او را به چشم پزشک ببرید.بعضی از دانش آموزان شاید حرف معلم را خوب نشنوند که او را باید به شنوایی سنجی ببرید.اگر حدس می زنید ممکن است فرزندتان ناتوانی یادگیری دارد او را برای ارزیابی نزد روانشناس ببرید.

 

¯  ناسازگاری با خلق و خوی آموزگار

 اگر فرزندتان مدام از بی انصافی و بد اخلاقی معلم شکایت کرد چه باید کرد؟ گاهی اوقات راه حل ساده است. مثلا می توانید معلم را دعوت کنید تا با فرزندتان ناهار بخورد و به این ترتیب رابطه شان را بهبود بخشید.

 ممکن است معلم زیادی سخت گیر باشد و دانش آموزی را تنبیه کند دانش آموزان دیگر فکر می کنند نفر بعدی آنها هستند. در چنین مواردی فهرستی از برخوردهای ناراحت کننده معلم را تهیه کنید و برای معلمش بخوانید. اگر آموزگار تصدیق کرد که این کارها را انجام داده از مدیر بخواهید کلاس فرزندتان را عوض کند.

 

به یاد داشته باشید اگر فرزندتان داستانهای عجیب و غریب از مدرسه تعریف کرد بی درنگ همه آنها را حقیقی تلقی نکنید. با معلم، مدیر یا مشاور مدرسه صحبت کنید و تفاوتهای فردی را هم در نظر بگیرید.

 

 

    منابع‌:

    - اختلالات‌ رواني‌ كودكان‌، ترجمه‌ دكتر اميرهوشنگ‌ مهريار 1376
    - روان‌شناسي‌ باليني‌ كودك‌، ترجمه‌محمدرضا نائينيان‌ و همكاران‌ 1378
    - روان‌شناسي‌ نابهنجاري‌، ترجمه‌ دكترنصرت‌ ا... پورافكاري‌

نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت توسط مرضیه بانو (کارشناسی ارشد مدیریت)|


آخرين مطالب
» مهندسی مجدد
» مهندسی مجدد
» نظارت بالینی(3)
» نظارت بالینی
» نظارت بالینی
» سازمانهای یادگیرنده
» رویکرد مدیریت خود گردان( مدرسه محور)
» پست مدرنیسم و مدیریت
» مدیریت استراتژیک
» تکنیک های برنامه ریزی عملیاتی
Design By : Pars Skin