طبقه بندی اهداف آموزشی
برای اهداف آموزشی طبقه بندی های مختلفی ارائه شده است که يکی از معروفترين آنها طبقه بندی بنيامين بلوم و همکاران او است. در اين طبقه بندی اهداف آموزشی در سه حيطه شناختی، عاطفی و روانی- حرکتی قرار می گيرند.
در حيطه شناختی اهدافی قرار می گيرند که محتوای مربوط به آنها عمدتاً جنبه نظری داشته و يادگيری آنها مستلزم فعاليت های صرف ذهنی وعقلانی است نظير محتواهای مربوط به دروس رياضی، تاريخ، ادبيات و نظاير آنها.
حيطه عاطفی مربوط به اهدافی می شود که محتوای مربوط به آنها جنبه ايجاد و يا تغيير نگرش، طرز فکر و بطور کلی ارزشها را دارد نظير دروس مربوط به بينش دينی، اخلاق و قسمت های عمده ای از دانش اجتماعی.
سرانجام حيطه روانی- حرکتی اختصاص به آموزش مهارتها را پيدا می کند.
قبل از پرداختن به جزئيات مربوط به اين طبقه بندی ذکر اين نکته ضروری است که سه حيطه ياد شده مستقل از يکديگر نبوده و با يکديگر مرزهای مشترک دارند. به عبارت ديگر هنگام مطالعه رياضيات که اهداف آن در حيطه شناختی قرار می گيرد هيچ تضمينی وجود ندارد که نظر و نگرش شخص فراگير نسبت به رياضيات تغيير نکند. همين طور هيچ ترديدی نمی توان داشت که به منظور ايجاد و يا تغيير نگرش وطرز تلقی و ساخت ارزشی افراد بايستی در هر حال از محتواهايی استفاده کرد که مطالعه و درک آنها نيازمند فعاليت های ذهنی و عقلانی است.
حيطه شناختی: مربوط به اهدافی می شود که محتواهای مربوط به آنها کلاً جنبه تئوری داشته و دستيابی به آنها فعاليت های ذهنی و عقلانی قابل توجهی را ايجاب می کند. اين حيطه شامل چند سطح می شود:
1- آگاهی( دانش): يادگيری در اين سطح مستلزم توانايی به خاطر سپردن مطالب و به ياد آوردن آنها است.
2- ادارک: يادگيری در اين سطح مستلزم توانايی به خاطر سپردن و درک مطالب وارائه آنها با عبارات و جملاتی می شود که شخص خودش می سازد.
3- کاربرد: يادگيری در حد کاربرد مستلزم توانايی بکار بستن مفاهيم کلی، اصول، فرمولها، روشها و دستورالعمل ها است در شرايط خاص و معين نظير حل مسائل رياضی.
4- تجزيه و تحليل : يادگيری در اين سطح تجزيه و تحليل مستلزم توانايی تجزيه و خرد کردن مطالب است به اجزاء تشکيل دهنده آنها و مشخص کردن روابط ميان اجزاء.
5- ترکيب: يادگيری در حد ترکيب مستلزم توانايی اتصال و به هم گره زدن اجزاء و عناصر جداگانه است همراه با نتيجه ای جديد و بديع.
6- ارزشيابی و قضاوت: ارزشيابی مستلزم توانايی نقد آثار و نظريات است با استفاده از معيارهای درونی ( شخصی) و بيرونی( علمی و عينی).
حيطه عاطفی هم شامل سطوح زير است:
1- مواجهه با موضوع: افراد را با موضوع و مسئله مورد نظر از طرق مختلف مواجه می سازد.
2- پاسخ دادن: فراگير نسبت به طرز فکر وارزش مورد نظر از خود عکس العمل نشان می دهد.
3- ارزش گذاری: ارزش مورد نظر از طرف فراگير پذيرفته می شود و در او نوعی تعهد ايجاد می کند.
4- سازماندهی: فراگير آنچه را که به عنوان ارزش پذيرفته است آن را سازماندهی می کند.
5- تبلور شخصيت: ارزش مورد نظر در رفتار فراگير انعکاس دائمی دارد.
حيطه روانی – حرکتی: سطوح زير را در بر می گيرد:
1- آمادگی و تقليد: فراگير سه آمادگی ذهنی، فيزيکی، عاطفی را بدست می آورد.
2- اجرای مستقل: ميزان وابستگی فراگير به مربی ناچيز می شود.
3- سرعت و دقت: فراگير را با راهنمايی و تکرار به جايی می رسانيم که اجرای او سرعت و دقت کافی را دارا باشد.
4- هماهنگی حرکات: فراگير را قادر می کنيم که مهارتها را هماهنگ و همزمان انجام دهد.
5- عادی شدن: در اين مرحله اجرای مهارت برای فراگيران عادی می شود.