تبليغاتX
تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی

تحقیقاتی پیرامون مدیریت آموزشی

راهبردهای یادگیری

 

        راهبردهای کلاسیک یادگیری

    الف) روش زمینه یابی PQ3R / PQ4R) ): در این روش به یادگیرندگان آموزش داده می شود که مطالب درسی را به طور منظم و به شرح زیر مطالعه کنند:

      پیش خوانی: با نگاهی کلی به مطلب مورد مطالعه، به نکات اصلی و عنوانها توجه کنید. به این ترتیب، برداشتی کلی از موضوعات و قسمتهای مهم آن پیدا می کنید و با عناوین اصلی و فرعی آن آشنا     می شوید.

   سوال: بر اساس زمینه یابی، سوالهایی برای شما مطرح می شود، آنها را یادداشت کنید.

   خواندن: مطالب را بخوانید و تلاش کنید که مطالعه در جهت سوالاتی باشد که مطرح کرده اید. خواندن در اینجا با هدف پاسخگویی به سوالات مورد نظر است.

    تفکر: در فهم مطالب اصرار داشته باشید و به آنها معنی دهید. برای این منظور مطلب را به آنچه که از قبل می دانید، ارتباط دهید.

   از برخوانی: با طرح سوالات و جوابگویی به آن، به تمرین و یادآوری بپردازید و با توجه به یادداشتها، سوالات را پاسخ دهید.

    مرور: در آخرین مرحله، به طور فعال مطلب را مرور کنید. این مرور را از روی یادداشت های خود انجام دهید.

 

  ب) روش دانسر (MURDER): در این روش نکات زیر توصیه شده است:

   روحیه: با روحیه و حالت روانی مناسب به یادگیری بپردازید.

   درک و فهم: هدف و چگونگی انجام تکلیف را به خوبی درک کنید.

  یاد آوری: جهت افزایش توانایی یاد آوری مطالب از راهبردهای تفسیر، تصویر سازی ذهنی و تحلیل مفاهیم اساسی استفاده کنید.

   تصحیح : خطاها و اشکالات خود در مرحله قبل را بیابید و روش سازماندهی مطالب را پیدا کنید.

   گسترش: مطالب آموخته شده را با آموخته های قبلی خود ارتباط دهید.

   مرور: مطالب را تکرار کنید.

 

  ج) روش مشارکتی: در این روش یادگیرندگان با یکدیگر مطالعه می کنند و به نوبت از همدیگر درس می پرسند. چگونگی انجام این روش به این شرح است:

   تعیین نوبت برای پرسشگر و پاسخگو.

   پس از هر 500 الی 600 کلمه، خواندن را متوقف و دوباره پرسش را شروع کنید.

   پاسخگو باید با صدای بلند آنچه که خوانده است خلاصه کند.

   بعد از خواندن مطالب خلاصه شده، پرسشگر باید با مراجعه به متن اطمینان یابد که خود و همتایش مطالب را فهمیده اند.

   بعد از بحث کافی در مورد مطلب خلاصه شده، پرسشگر و پاسخگو نقش خود را عوض می کنند و در مورد بخشهای دیگر نیز همین روش را تکرار می کنند.

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 7:28 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

آموزش

 

        مراحل آموزش کلامی معنی دار

 

      1- ارائه پیش سازمان دهنده: در این مرحله اندیشه های مورد بحث در هر

      درس را به اطلاعاتی که قبلاً در ذهن فرد وجود داشته است مربوط و طرح

       سازماندهی شده ی وسیعی را برای اطلاعات جزئی آماده می کند.

    2- ارائه تکالیف یا مواد آموختنی: در مرحله دوم مواد و مطالب جدید با

      سخنرانی، فیلم یا تعیین تکلیف برای دانش آموزان ارائه  می شود. آزوبل

     فرایندی به نام« تفکیک پیش رونده» را پیشنهاد می کند که  هدف آن،

      پیشرفت گام به گام از مفاهیم کلی به اطلاعات خاص و جزئی است و بین

      مسائل پیشین و جدید تمایز قائل می شود.به عبارت دیگر مواد آموختنی باید    

      به نوعی سازمان داده شوند که اندیشه های کلی قبل از حقایق ویژه و

      جزئیات ارائه شوند. پیش سازمان دهنده ها می توانند به فرایند تمرکز

      تدریجی بر اجزاء کمک کنند، به طوری که هر سازمان دهنده باید نسبت به

      سازمان دهنده قبلی خویش جزئی تر باشد.

     3- تقویت سازمان شناختی: در این مرحله آزوبل پیشنهاد می کند معلم باید

     تلاش کند تا با یادآوری اینکه چگونه هر عنصر خاص به یک کل مربوط

     می شود، اطلاعات جدید را به پیش سازمان دهنده ها پیوند دهد. همچنین  با

    طرح سوالهایی از دانش آموزان ، معلوم کند که آیا درس را فهمیده اند؟

     سرانجام باید به دانش آموزان فرصتی داد تا با طرح سوالاتی توانایی یادگیری

     موضوع درس را گسترش دهند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 7:14 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

 

  دیوید آزوبل و یادگیری معنی دار

 

یادگیری معنی دار از اولین روشهای جانشینی است که برای یادگیری طوطی وار عنوان شده است. دیود آزوبل  روانشناسی است که از روش سخنرانی حمایت کرده است. به نظر او در صورتی که یادگیرنده زمینه لازم فراگیری را داشته و مطالب ارائه شده سازمان داده شده باشد، یادگیری معنی دار می شود و قدرت یادگیری او افزایش می یابد. به نظر آزوبل استفاده از پیش سازمانده ها، یعنی چهارچوب های ارائه شده قبل از مطلب اصلی، می تواند وسیله ای برای معنی دار کردن اطلاعات برای یادگیرندگان باشد. سازمان دهنده ها دو ویژگی عمده دارند:

1-     در مقام مقایسه ، انتزاعی تر از مطالب بعدی هستند.

2-     با مطالب قبلی یادگرفته شده ارتباط دارند.

به نظرآزوبل، هر رشته علمی را می توان مجموعه ای سازمان یافته و منظم مفاهیم، روابط و نظریه ها در نظر گرفت و آن را با نظام پردازش و ذخیره اطلاعات مقایسه کرد. از نظر او، ذهن انسان بستری سازمان یافته و منظم برای پردازش و ذخیره سازی اطلاعات است. آزوبل این بستر را « هرم ساخت شناختی»      می نامد. این هرم، سازمان شناختی انسان را تشکیل می دهد. هرم شناختی هر انسان در هر رشته، از مجموعه اطلاعات، مفاهیم، روابط و نظریه های اکتسابی فرد در آن رشته تشکیل می شود. در قاعده این هرم، اطلاعات ساده و در راس آن، انتزاعی ترین اطلاعات قرار می گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 7:36 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

راهبردهای یادگیری

انواع راهبردهای یادگیری

 

 راهبردهای یادگیری  بر اساس مواد آموزشی هشت نوع است . شش مورد اول این راهبردها با توجه به نوع مواد آموزشی انتخاب می شود و کاربرد دو نوع آخر برای انواع مواد آموزشی عمومیت دارد. مواد آموزشی از این نظر دارای دو نوع ساده و پیچیده است. مواد آموزشی ساده مانند حقایق، اسامی خاص، تاریخ وقایع مهم و غیره است و مواد آموزشی پیچیده شامل مفاهیم، قوانین و اصول یا ترکیبی از هر سه نوع  موضوع است. بکار گیری مجموعه راهبردهای هشتگانه در آموزش بسیار مفید است  و باید با توجه به آنها به طرح و اجرای برنامه آموزشی پرداخت. راهبردهای یادگیری به شرح زیر است:

1-     راهبردهای تکرار و تمرین پایه

 روش معمول برای به خاطر سپردن فهرست نام انواع اشیا، پدیده ها و غیره روش تکرار و تمرین است. هدف از این کار از نظر فراگردهای فکری احتمالاً  انتخاب و کسب واحدهای اطلاعاتی برای انتقال به حافظه ی فعال است. میزان استفاده از این راهبرد با افزایش سن فراگیر بیشتر می شود.

2-     راهبردهای تکرار و تمرین پیچیده

 وقتی متنی، مانند یک درس از کتاب علوم  موضوع  یادگیری باشد، فراگیر از روش تکرار با صدای بلند، نسخه برداری، یادداشت برداری و خط کشی زیر نکات مهم استفاده می کند. عمل تکرار و تمرین در هریک از این روشها شامل گفتن، نوشتن، یا اشاره به قسمتهای مهم متن حین یادگیری است. هدفهای عمده شناختی این راهبرد مانند راهبرد قبل است که همان انتخاب اطلاعات برای کمک به فراگیر جهت توجه بیشتر به نکات مهم متن و حصول اطمینان از انتقال مواد به حافظه فعال برای انجام دادن عملیات بعد است.

3-     راهبردهای شرح و بسط پایه

 مواد آموزشی مانند لغات زبان خارجه، فهرست ترتیبی مثل یادگیری الفبا و یادآوری آزاد فهرست اسامی با استفاده از راهبردهای شرح و بسط پایه به صورت آسانتری یادگیری   می شوند. این راهبردها شامل ایجاد تصویر ذهنی یا ایجاد جمله ای است که دو یا چند مورد را به هم مربوط می سازد . از هدفهای اصلی این راهبردها اتصال و ایجا د ارتباطات داخلی بین لغات جفت به کار می رود.

4-     راهبردهای شرح و بسط پیچیده

 مواد آموزشی موضوع این راهبردها متنهای مختلف در زمینه های گوناگون است. این راهبردها شامل نقل بیان یا باز نویسی متن با استفاده از کلمه ها و جمله های فراگیر، خلاصه نویسی، ارائه تمثیل، شرح ارتباط معلومات جدید با معلومات قبلی فراگیر و پاسخگویی به سوالات است. هدف این روشها ترکیب اطلاعات ارائه شده جدید با دانشهای قبلی است.

5-     راهبردهای سازماندهی پایه

 یادآوری فهرستی از موارد از راه مرتب کردن یا سازمان دادن آنها در یک چارچوب بزرگتر بر حسب گروههای موجود در یک طبقه بندی آسانتر می شود. طبقه بند ی می تواند بر حسب تلفظ لغات، معنای آنها و ترتیب ارائه انجام شود.

6-     راهبردهای سازماندهی پیچیده

 کتابهای درسی یکی از عمده ترین شکلهای ارائه آموزش در تمام سطوح تحصیلی است.از جمله روشهای یادگیری و یاد آوری محتوای کتابهای درسی، تعیین نکات اصلی و برقرار کردن ارتباط بین این نکات است. از انواع روشهای سازماندهی تهیه سرفصل مطالب و روش شبکه  است  که در آن فراگیر ارتباطات داخلی اصلی بین مطالب یا متن را تعیین    می کند.

7-     راهبردهای نظارت بر درک مطلب

  راهبردهای شناختی بیشتر به منظور نظارت بر درک مطلب استفاده می شود.  این عمل شامل تعیین هدفهای یادگیری برای هر واحد یا فعالیت آموزشی، برآورد میزان دستیابی به هدفها و در صورت لزوم تغییر راهبردها برای رسیدن به آن هدفهاست.  از جمله روشهای راهبردهای نظارت بر درک مطلب شامل الگو قرار دادن نحوه آموزش معلم، تکرار و تمرین به وسیله فراگیر است.

8-     راهبردهای احساسی و انگیزه ای

 این راهبردها شامل روشهایی می شود که فراگیر به منظور تمرکز توجه، حفظ تمرکز حواس، کنترل هیجان، ایجاد و حفظ انگیزه و استفاده از وقت به صورت کارا به کار و موثر می باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 7:33 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

مدیران امروز باید ناپیوستگی ها را مدیریت کنند.

                                                                                      « پیتر دراکر»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 7:53 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

اجزا آموزش

 

 اجزاء تشکيل دهنده آموزش:

 

 اگر آموزشها را تجزيه کنيم نهايتاً  پنج نوع  قابليتهای غير قابل تجزيه باقی می ماند که عبارتند از: مهارتهای ذهنی، راهبردهای شناختی، اطلاعات لغوی، مهارتهای يدی و گرايشها.

 اين پنج نوع قابليت از نظر عملکردهايی که نمايانگر وجود قابليتها در فرد است با هم تفاوت دارند.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 7:33 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

تعریف آموزش

 

تعاريف آموزش:

-       مرتب ومنظم کردن دقيق محيط فراگير به منظور دستيابی به نتايج مورد نظر در وضعيتهای مشخص.

-       روند حل مسئله که هدف از آن تسهيل يادگيری فراگير است.

-  مجموعه تصميمات و اقداماتی که يکی پس از ديگری اتخاذ می شود يا انجام می گيرد و هدف از آن دستيابی هر چه بيشتر فراگير به هدفهای آموزشی است.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 7:30 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

جمله برگزیده

 جهان و محیط اطرافمان در حال تغییر است و در چنین شرایطی  هیچ چیز خطرناک تر از دل بستن به کامیابی های دیروز نیست.

                                                                                      « الوین تافلر»

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 7:34 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

 

 

بهترین روش پیش بینی آینده، ساختن آن است.

 The best way to predict the future is to create it.                                

                                                                                      « پیتر دراکر»

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 7:16 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

  پیتر دراکر( Peter Drucker)

      عمر: 2005-1909

      لقب: پدر مدیریت نوین

 

 پیتر دراکر در سال 1909 در وین متولد شد. درجه دکترای خود را در رشته حقوق عمومی و بین الملل دریافت کرد.

 پیتر دراکر نویسنده، مدرس و مشاور تخصصی در زمینه استراتژی و سیاست است. او به خیلی از  سازمانهای بزرگ دنیا و همچنین سازمانهای غیرانتفاعی، شرکتهای کوچک و کار آفرین و سازمانهای دولتی آمریکا مشاوره داده است.

  پیتر  تدريس خود را به عنوان استاد سياست و فلسفه در كالج بنينگتون آغاز كرد. او بيش از بيست سال استاد مديريت در دانشكده تحصيلات تكميلي دانشگاه نيويورك بود. پيتر دراكر دريافت كننده تعداد زيادي جايزه و درجات افتخاري است. 

در سال 1997، روي جلد مجله Forbes، او به عنوان «هنوز جوانترين ذهن» معرفي شد و مجله BusinessWeek او را «ماندگارترين متفكر مديريت زمان ما» ناميد.

آقاي دراكر چندين دكتراي افتخاري از دانشگاه‌هاي سراسر جهات دريافت كرده است. او رئيس افتخاري مؤسسه رهبر به رهبر (Leader to Leader Institute) است.

 پيتر دراكر 35 كتاب نوشته است كه به بيش از 20 زيان ترجمه شده‌اند. 16 كتاب او در زمينه جامعه، اقتصاد و سياست است. 15 كتاب در مورد مديريت است. دو تا از كتاب‌ها رمان است. او چهار سري فيلم آموزشي بر اساس كتاب‌هاي مديريتي خود ساخته است. از جمله كتاب‌هاي مهم او در زمينه مديريت مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

-The Practice of Management ( 1954)                                                                                    

-Managing for Results (1964)                                                                                              

-Management: Tasks, Responsibilities, Practices (1974)                                                        

 - The Frontiers of Management (1987)  

                                                                                                   

                                            منبع: « راهکار مدیریت»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 7:25 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

◄ رهبری و مدیریت

 غالباً دو اصطلاح " مدیریت " و "رهبری" را مترادف استعمال می کنند. در چارچوب مورد بحث، میان رهبری و مدیریت می توان تمایز قایل شد. به نظر می رسد که مدیریت با بعد هنجاری و رهبری با بعد شخصی پیوستگی دارد. مدیریت اساساً به اجرای خط مشی و تحقق هدفها توجه دارد، در حالی که رهبری به بررسی و بهبود هدفهای موجود علاقه نشان می دهد.مثلاً مدیر در مورد کارکنان در وهله ی اول به بهبود و پیشرفت شایستگیها و نگرشهای آنان علاقه مند است تا بدان وسیله هدفهای موجود، به طور اثربخش تحقق یابند.توجه رهبر در همین زمينه معطوف به اصلاح و تجدید نظر در هدفهاست به طوری که مقاصد سازمان برای اعضای آن معنا و مفهوم پیدا کند. مدیریت بیشتر به حال و اکنون توجه دارد در حالی که رهبری حال و آینده را در نظر گرفته به جریان تغییر برای ایجاد خط مشی ها و رویه های جدید سازمانی اعتنا می کند.

 مدیریت اساساً با هدایت رفتار در یک ساختار سلسله مراتبی سر و کار دارد. در این سلسله مراتب که شامل روابط متقابل اداری است یک عضو یعنی مافوق پیشقدم و مبتکر اقدامات و عملیات اداری است و عضو دیگر یعنی مرئوس یا زیردست، پذیرنده و اجرا کننده آنها. اصطلاحات رهبر یا مافوق و پیرو یا زیردست به طور نسبی به کار برده می شوند،زیرا که در روابط میان این دو زیردست کاملاً منفعل نیست و مافوق همیشه مسلط نیست. ماهیت رابطه  میان این دو، به شیوه و سبک مدیریت یا رهبری در هر سیستم اجتماعی معین بستگی دارد. در ذیل سه سبک مدیریت  و رهبری ، که سه طریق مختلف برای نیل به یک هدف واحد را نشان     می دهند آورده شده:

1-     سبک هنجار مدار:این بعد با تکیه بر بعد هنجاری به انتظارات سازمان اهمیت می دهد و بر این فرض استوار است که برای رسیدن به هدفهای سازمان می توان رویه ها، دستورالعملها و مقررات مناسب را با وظایف و انتظارات نقشهای سازمانی در آمیخت و از کارکنان سازمان خواست که در انجام وظایف خود، آنها را دقیقاً رعایت کنند. تحت این سبک زیردستان موظف به اجرای مقررات هستند و مدیر مقررات را تعیین یا اعمال        می کند. کشمکشهای حاصله تحت این سبک از نوع کشمکشهای نقش است.

2-      سبک فرد مدار: این سبک بر بعد شخصی تاکید کرده انگیزه ها و نیازهای فردی کارکنان سازمان را مورد توجه قرار  می دهد و بر این فرض استوار است که موفقیت سازمان به جای اینکه به اجرای دقیق مقررات سازمانی و تبعیت کامل از انتظارات سازمان وابسته باشد بیشتر به افرادی بستگی دارد که در سازمان به کار اشتغال دارند. نباید تصور کرد که سبک فرد مدار کمتر از سبک سازمان مدار به هدفهای سازمان اهمیت می دهد، بلکه از لحاظ این سبک تاکید بر بعد شخصی و توجه به انگیزه های افراد، سریعترین راه برای نیل به هدفهای سازمان به شمار می آید.تحت این نوع مدیریت به افراد امکان داده می شود که در حد توانایی خود مناسبترین طریق را برای انجام وظیفه انتخاب کنند. کشمکشهای بارز در این نوع مدیریت احتمالاً از نوع تعارضهای شخصیتی خواهد بود.

3-     سبک موقعیت مدار:این سبک، سبک متغیری است که با توجه به موقعیت و شرایط به تناوب به هر یک از بعد های هنجاری و شخصی تاکید می کند. چون هدفهای سازمان باید تحقق یابد، ضروری است که به انتظارات سازمان توجه شود، و چون انتظارات سازمانی به وسیله ی افراد برآورده می شوند، لذا توجه به    انگیزه ها ، تواناییها و مهارتهای آنها لازم می آید. ملاکهای موفقیت در این سبک مدیریت عبارتند از:اثربخشی، کارایی و رضایت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 8:3 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

·       تعاريف مديريت آموزشی

  مديريت در مفهوم کلی و عام آن به شکل ها و با ديدگاههای متفاوت تعريف شده است.

-         مدیریت به وجود آوردن و حفظ کردن محيطی است که در آن افراد بتوانند در جهت برآوردن هدفهای معینی به طور موثر و کار آمد فعاليت کنند.

-         مدیریت فرایند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل کوششهای اعضای سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان برای دستیابی به اهداف معین سازمانی است.

-         هماهنگی همه منابع از طریق فراگردهای برنامه ریزی و کنترل عملیات سازمان به طوری که هدف ها را بتوان به طور موثر و صرفه جویانه حاصل نمود.

-         کارکردن با افراد به وسیله ی افراد و گروه ها برای تحقق هدفهای سازمانی.

-         راهنمایی، کنترل و اداره امور مربوط به جریان تعلیم و تربیت در سازمانهای تربیتی.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 7:51 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  | 

Ë مدیریت آموزشی

 

 مديریت از ارکان سازمان و جامعه است و نیاز به مدیریت و رهبری در همه ی      زمینه های فعالیتهای اجتماعی محسوس و حیاتی است.  مدیریت آموزشی از بین سایر انواع مدیریت از جایگاه ویژه و حساسی برخوردار است.اگر آموزش و پرورش هر جامعه در راس همه مسائل  جامعه باشد، مدیریت آموزشی نیز با همان منطق جایگاه مهم در توسعه جامعه دارد.

 امروزه مدیریت و رهبری سازمانها و نهادها تا حد زيادی به کارایی و اثر بخشی مدیریت بستگی دارد. بنابراین اگر مدیران آموزشی جامعه از مهارت و دانش کافی برخوردار باشند، بدون تردید نظام آموزشی اثربخشی خواهیم داشت.

 مدیر و رهبر آموزشی، علاوه بر دانایی و توانایی در زمینه های فنی و انسانی کار خود، باید بتواند وظایف آموزش و پرورش، رهبری و مدیریت آن را در یک زمینه ی کلی اجتماعی- فرهنگی- سیاسی- اقتصادی ملاحظه کند. به عبارت دیگر، علاوه بر مهارتهای فنی و انسانی، دارای مهارت ادراکی باشد. مهارت ادراکی به توانایی درک و تشخیص پیچیدگیهای کار سازمان آموزشی، اشاره می کند. دستیابی به چنین مهارتی مستلزم آموزش، تجربه ی کار و تفکر است.

 پیامد پاسخگویی به تقاضای روز افزون آموزش و پرورش، گسترش نظام آموزشی به صورت سازمانی عظیم و گسترده است که با تعداد کثیری دانش آموز سر و کار دارد وظایف متعدد و متنوعی را انجام می دهد، کارکنان فراوان با دانش و مهارتهای گوناگون را به خدمت می گيرد، منابع مادی و مالی عظیمی را مصرف می کند و روی هم رفته اثرات و نتایج دامنه داری به بار می آورد. گردش کار و فعالیتهای چنین تشکلیلاتی بدون تردید، به برنامه ریزی آگاهانه و سازماندهی هوشمندانه نيازمند است و نتیجه بخشی خدمات حساس و خطیر آن مستلزم رهبری و مدیریت اثر بخش است.

 فراگرد آموزش و پرورش با انسان سر و کار دارد و چون انسان موجودی پیچیده است از این رو نظام آموزشی و کاروزان آن به ایفای دشوارترین و پر مسئولیت ترین وظایف اجتماعی اشتغال دارند. در هر نظام آموزشی سنجیده و عقلانی که دارای هدفهای روشن و برنامه ی مشخصی است، ایفای وظایف و  فعالیتهای آموزشی و رهبری آنها باید به افراد شایسته و صاحب صلاحیت سپرده شود. بنا براین منظور از مدیران آموزشی، کسانی اند که در تصمیم گیریهای آموزشی و پرورشی نقش دارند و رفتار و عمل آنان جریان آموزش و پرورش را مستقیماً تحت تأثیر قرار می دهد. از این رو، به ویژه روسای آموزش  و پرورش ، معاونان و کارشناسان آموزشی، مدیران مدارس، راهنمایان آموزشی، مربیان پرورشی و معلمان را در زمره ی مدیران آموزشی تلقی می کنیم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 8:5 قبل از ظهر  توسط مرضیه بانو  |